تبلیغات
کیاسی به از سیاسی

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

جستجو



آمار وبلاگ



Admin Logo


و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه
نویسنده :مهران موزون -- سه شنبه 22 اسفند 1391-01:22 ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

با استعانت از درگاه باریتعالی، کسب فیض و برکت از محضر مقدس حضرت ولی عصر(عج) و رخصت ورود از ساحت نائب برحقش حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای مدظله شریف ، بار دیگر همچون سال 88 به عرصه سیاسی نویسی ورود کرده و التماس دعا دارم از همه عزیزانی که حقیر را و خط و ربط قلم ناقابلم را می شناسند تا در چند ماهه آینده آنچنان بنگارم که در پایان، روسیاه درگاه الهی نباشم و به قدر جوی بتوانم به ارزشهای اعتقادیم ادای دین کنم.
انشالله.
یاداور می شود این وبلاگ امتداد همان وبلاگ کیاسی مستقر در بلاگفاست.
بزودی اولین پُست خود را خواهم نگاست.
فعلا یاحق






فعلا ، سیاسی ممنوع
نویسنده :مهران موزون -- شنبه 3 مهر 1389-08:44 ب.ظ


اگر در یک سال و نیم گذشته سیاسی نوشتم ، صرفا بابت « احساس تکلیف » بود.
اگر اکنون سیاسی نویسی را در اینجا تعطیل و کیاسی را تا اطلاع ثانوی « فریز » میکنم نیز  برای انجام تکلیف مهم تری است.
و مگر جز « انجام تکلیف » تکلیف دیگری داریم؟
باورم این است که به دلایل زیر ، لازم است تا در وبلاگ دیگری بنام « فرهنگستان » در زمینه های فرهنگی ، که عشق اصلی و ابدی من است به نوکری ملت و ولایت بپردازم :
1- ایمان دارم  که از نظر «حضرت آقا» ، امروز اولویت اول همه می بایست « اصلاح آسیب های امور فرهنگی » ایران زمین باشد.
2- بنظر می رسد فتنه ی 88 ، با تمام آسیب هایی که داشت ، «رو به موت» است و ما سربازان ولایت ، سربالایی سرکوب فتنه را تمام کرده و مدتهاست که در قله پیروزی ایستاده ایم ، لذا باید دچار توقف بیش از اندازه در این قله نشده و هر چه سریعتر به دشت « اصلاح امور فرهنگی» سرازیر  شویم.
3- اگر باور داریم فتنه گران در نیات پلید و سخیفشان شکست خورده و به زباله دان تاریخ انقلاب سپرده شده اند ، پس نباید با پرداختن بیش از این به آنها و اذنابشان ، آنها را همچنان مطرح نگه داشته و در حقیقت نقض غرض کنیم.
4- از اینها گذشته ، کسی چون بنده ی حقیر که در امور فرهنگی اندک توان و بضاعتی دارد ، از آنجا که « سیاسی نویسی » را واجب کفایی می داند و از سویی نیز معتقد است که الاماشاالله شیران سیاسی نویس در بیشه ولایت فراوانند و هر کدام در قطعه ی  پر از ستاره ی خویش از «حضرت ماه » دفاع سیاسی میکنند ، تکلیف دارم تا وارد مسائل فرهنگی شده و در این خط ویژه ، انجام تکلیف نمایم.
5- نکته ی مهم و حیاتی آنکه ،  «آسیب های سیاسی» جامعه ، خیلی زود ترمیم خواهند شد و به بیان بهتر ، عدم بصیرت سیاسی  در  مردم را با برنامه هایی همچون « شاخص» در رسانه  ، در زمانی کوتاه می توان جبران نمود ، اما «اصلاح  آسیب های فرهنگی » در اجتماع ، نیازمند تلاشهای چند ساله است و از سوی دیگر باید متوجه باشیم که در بحبوحه ی این فتنه های سیاسی ، دشمن دائما در حال ایراد خرابی در فرهنگهای خرد و کلان ایران است.
شاید برایتان جالب باشد بدانید که از نظر من ، انقراض نسل فلان حیوان کمیاب در کوههای نیشابور را  همانطوری آسیب فرهنگی محسوب میکنم ( فرهنگ حفظ منابع طبیعی )  که انقراض فلان غذای سنتی در سفره ی خانواده های شیرازی را تخریب و ریزش بنای سترگ فرهنگ ایرانی میدانم.

دوستان و یاران :
چه خوب است که سیاسی نویسی را از روی تکلیف و به اندازه دنبال کنیم نه «اعتیاد به بوکس بازی سیاسی ».
به قول حضرت آقا : اینها ( فتنه گران) صفر هم نیستند .
چه برسد به اینکه بخواهند نظام را براندازند.
لذا « فرهنگ ایران » را امروز دریابیم که فردا دیر است.

باید روزی صدبار با خود تکرار کنیم که : «این فرهنگ است که ملت ما را در بستر تاریخ زنده نگه داشته است »


                                                                    مهران موزون - عاقبت از آن ماست






چرتکه اندازی به قهوه تلخ
نویسنده :مهران موزون -- دوشنبه 29 شهریور 1389-05:23 ب.ظ


دیشب اولین سی دی قهوه تلخ رو تو دستگاه گذاشته بودیم و من به «جانِ من..جانِ من» گفتنای مهران مدیری رو نگاه میكردم كه پسرم گفت : بابا چرا قهوه تلخ رو از تلویزیون پخش نكردن؟
یاد حمید داوود آبادی و نقل قولش از رجبی معمار افتادم كه : « تلویزیون فعلا نمیخواد به مدیری آنتن بده »
گفتم : نمیدونم بابا ، حتما به توافق نرسیدن.
گفت : چرا؟

<< یادم اومد كه انبان سوژه های مدیری از پاورچین به بعد ، رو به خالی شدن رفت و مهران با سیاست حضورغیاب چند ماه یكبارش  در تلویزیون و حفظ عطش مردم ، همچنان «مدیری» رو«مدیری» نگه داشت و الحق كه با «برره» تونست به محبوبیتش برای چند وقتی جون بده>>

گفتم : نمیدونم بابا.

<< و به این فكر كردم كه كفگیر مدیری بعد از «مرد هزار چهره» تقریبا به ته دیگ خورد.>>

ناگهان مهران گفت : جان من..جان من..جان من كپی نكنید.
 كارت شركت در قرعه كشی قهوه تلخ رو دستم گرفتم و با خوندن شرح جوایز روی كارت به فكر فرو رفتم.

<<<>>>

 الان سه ساله كه دنبال فرصت مالی و زمان میگردم تا مجموعه مستند فرهنگی ویژه یی رو در زمینه یی خاص و برای مردم گوشه یی خاص از كشور عزیزمون بسازم ، مجموعه یی ارزشمند كه در یونسكو هم قابل ثبته.
مجموعه یی كه حدودا بیست تا سی میلیون تومن هزینه های احتمالیش هست و نزدیكان بنده معتقدن این هزینه برگشت سرمایه نداره وبه لحاظ مالی شكست میخوره و پاسخ من تا الان این بوده :
 اولا ، من برای حفظ و احیای فرهنگ نازنین و مجروح  كشورم میخوام این كارو بكنم و برام مهم نیست كه پولمو خرج عشقم كنم ، اگه بعضیا حال میكنن واسه عشقشون تو كافی شاپ پول پرداخت كنن ، منم اینجوری عشق میكنم چون معشوقه ی من كم كسی نیست : « ایران خانم مادر من »
 دوما ، بنده محاسبه سرانگشتی كردم برای فروش فقط 10 هزار نسخه از این پكیج فرهنگی با كمترین نرخ ممكن ، حتما هزینه ها برمیگردن یه چیزی هم میمونه تهش واسه پروژه های فرهنگی بعدی .

<<<>>>

سی دی اول قهوه تلخ تموم شد و پسرم سی دی دوم رو توی دستگاه گذاشت.
گفتم : بابا دست نگه دار بریم سر میز شام میخوام یه چیزی بگم واستون.
 نشستیم و من چرتكه ی ذهنمو رو دست گرفتم :
1-    فرض كنیم 90 قسمت قهوه تلخ 4000 دقیقه زمان داشته باشه و هر دقیقه حداكثر 500 هزار تومن هزینه برداره (كه دست بالا رو گرفتم) جمعش میكنه به عبارت دو میلیارد تومن
2-    روی كارت قرعه كشی نوشته شده كه هر هفته صد میلیون تومن جایزه رو بین 5000 نفر تُخس میكنن و این یعنی سه میلیارد تومن برای سی هفته ... تا اینجا شد چقدر؟ .....پنج میلیارد
3-    روی كارت قرعه كشی نوشته شده كه شش دستگاه آپارتمان دوخوابه با تمام امكانات و نگفتن این آپارتمان ها در خورموج  هستن یا قیطریه تهران؟ ما فرض میكنیم كه این دوخوابه های زیبا كه داخلشون رو نشون دادن در متراژ صد متر بوده و در پونك تهران واقع شده باشن ، میكنه به عبارت ، هرواحد 180 میلیون ....بیست میلیون هم لوازمشون..كه كلا هر آپارتمان میشه دویست میلیون و شش تاش میشه یك میلیارد و دویست میلیون ، دوتا آپارتمان آخری دوتا خودرو هم روشه ، كه ممكنه رنوی PK باشه یا پورشه ی ایتالیا و ما فرض میكنیم اتومبیلاش هردو سیصد میلیون كه در نهایت شش خونه و دوتا خودرو میكنه یك و نیم میلیارد ، تا اینجا میشه شش و نیم میلیارد.
4-    قبول كنید كه دست بالاترین هزینه ها رو در نظر گرفتم.
5-    حالا بدبینانه ترین فروش رو برای قهوه تلخ در نظر بگیریم كه جایی برای رد كردن نظریه ی من باقی نمونه.
 كشور ما حدود 18 میلیون خانوار داره و من میخوام فرض كنم كه فقط و فقط ده درصد از خانواده های ایرانی به « جان من ..جان من » گفتن مدیری توجه كنن. میشه چقدر؟ یك میلیون و هشتصد هزار مشتری.
6-    توجه كنید كه قهوه تلخ یه 90 قسمتیه و در سی بسته به بازار عرضه میشه. هر بسته دوهزار و پانصد تومن قیمت خورده كه در نهایت یه «خانواده ی مدیری دوست ایرانی» برای كل مجموعه مبلغ هفتاد و پنج هزار تومن پرداخت خواهد كرد.
7-    حالا ماشین حساب رو دست بگیرید و ضرب كنید : 1800000 ضربدر 75000 = 135000000000 كمكتون میكنم بخونید : یكصد و سی پنج میلیارد تومن
8-    یادتون باشه كه مبلغ رایت وبسته بندی این سی دی ها ، رقم كمی نیست و اگر هر سری سه تایی حدود 600 تومن آب بخوره و سی تا 600 تومن رو هیجده هزار تومن حساب كنیم ، باید تعداد مشتری ها رو در هیجده هزار تومن ضرب كنیم كه حدود سی و دو میلیارد و نیم میشه .
9-    من هزینه ی پخش بسته های قهوه تلخ در كشور رو گذاشتم به حساب رقم اسپانسرهای تبلیغاتی قهوه تلخ.

پس یه باردیگه مرور كنیم :
هزینه ها :
ساخت مجموعه :  حدود دومیلیارد
كل جوایز  :     چهار و نیم میلیارد
هزینه رایت وبسته بندی بسته های سی دی : نزدیك به سی و دو و نیم ملیارد
هزینه ی پخش در سطح كشور =  اسپانسرهای برنامه ، فروش خارج از كشور قهوه تلخ و همچنین فروش های بعدی و پس از اتمام مجموعه
خطای محاسبات = یك میلیاردتومن
جمع كل : چهل میلیارد تومن
=========
فروش مجموعه فقط و فقط به 10 درصد ایرانیان = 135 میلیارد تومن
سود = 95 میلیارد تومن

******

پسرم خندید و گفت : پس اینه كه هی میگه : جان من...جان من؟؟؟
گفتم : امیدوار بودم كه متوجه شده باشی كه چرا نداده تلویزیون پخشش كنه.
گفت : حق داره ، نوش جونشون.
شام تمام شد و نشستیم پای سی دی های بعدی قهوه تلخ...
ولی من تو این فكر بودم كه طرح سه ساله ی بایگانی شده مو...با اطمینان بیشتری كلید بزنم.

به شخصه از مهران مدیری برای دادن اطمینان در خصوص تصمیمی كه داشتم تشكر میكنم.




نكته : فرض كنید كه كل بودجه ی معاونت سیمای رسانه ملی در یكسال ، زیر 95 میلیارد تومن باشه.
آیا قهوه تلخ نباید تلنگری برای جوونای مشتاق فیلمسازی دركشور باشه ؟
آیا میشه قهوه تلخ رو به نوعی خط شكن گونه یی جدید از بازار فیلم ایران دونست؟
شاید مدیری و یا رفقاش از فروش سریالهای پخش شده ی سازمان صداوسیما در شركت سروش ، الهام گرفته باشن...و شاید مشخصا مدیری از «فروش پس از پخش» سریال مرد هزار چهره ، جرقه ذهنی خورده باشه كه چرا از محبوبیتی كه در این سالها پیدا كرده مستقیما بهره نگیره؟
هر كدومش باشه...من بهش آفرین میگم و بعد از فروش خانگی قهوه تلخ ، احتمال میدم مهران مدیری برای تحریك ذائقه اون نود درصد بیننده یی كه از سبد محاسباتی من كنار گذاشته شد ، قهوه تلخ رو مجانی به صداوسیما بده تا پخش كنن.
خوانندگان محترم كیاسی : لطفا چرتكه اندازی بنده رو تعبیر بد نكنید و اگر جایی محاسباتم واقع بینانه نیست تخطئه نفرمایید بلكه شما هم نظر خودتونو بگید.....ممنون میشم

                                                                 مهران موزونی – والعاقبه للمتقین